sedate

se·date/sɪˈdeɪt/
1adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): sedatersuperlative (عالی): sedatest

صفت — آرام

آراممتینباوقار

آرام، سکوت‌آمیز و باوقار.

Calm, quiet, and dignified.

«جو آرام با مراسم سازگار بود.»

The sedate atmosphere suited the ceremony.

«او در تمام مدت رفتاری متین داشت.»

He kept a sedate manner throughout.

تفاوت با واژه‌های مشابه
calmآرام

متداول. در بسیاری از موارد قابل جایگزینی است اما sedate بار سنگینی و جدیت دارد.

Common. Interchangeable in many contexts, but 'sedate' implies dignity and seriousness.

متضادها
2verb (فعل)formalpast (گذشته): sedatedpast participle (مفعولی): sedated-ing (حال): sedating3rd (سوم): sedates

فعل — آرام کردن

آرام کردنبه خواب بردن

آرام کردن یا آرام‌بخشی شخصی، معمولاً با دارو.

To calm or tranquilize someone, often with medicine.

«دامپزشک سگ را برای عمل جراحی آرام کرد.»

The vet sedated the dog for surgery.

«او تلاش کرد بیمار بی‌قرار را آرام کند.»

He tried to sedate the restless patient.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tranquilizeآرام‌بخش دادن

رسمی/پزشکی. معمولا اشاره به استفاده از دارو برای آرام کردن دارد، در پزشکی قابل جایگزینی است.

Formal/medical. Specifically refers to using drugs to calm someone, interchangeable in medical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000