stimulate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

stim·u·late/ˈstɪmjəˌleɪt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): stimulatedpast participle (مفعولی): stimulated-ing (حال): stimulating3rd (سوم): stimulates

فعل — تحریک کردن

تحریک کردنبرانگیختن

تشویق یا تحریک به انجام فعالیت یا رشد

To encourage or provoke activity or growth

«موسیقی می‌تواند مغز را تحریک کند.»

“Music can stimulate the brain.”

«دارو اشتها را تحریک می‌کند.»

“The drug stimulates appetite.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
encourage— تشویق کردن

رایج. دادن حمایت یا اعتماد به نفس.

Common. To give support or confidence to.

activate— فعال کردن

رسمی. باعث شروع کاری شدن.

Formal. To cause something to start working.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000