camper

camp·er/ˈkæm.pɚ/
campto stay in tents or temporary shelter outdoors-erperson who does something
1noun (اسم)commonplural (جمع): campers

اسم — کمپر (1)

کمپرمسافر کمپ

فردی که به طور موقت در چادر یا خودرو تفریحی در فضای باز اقامت دارد

A person who stays temporarily in a tent or recreational vehicle outdoors

«کمپرها چادرهایشان را کنار دریاچه برپا کردند.»

The campers set up tents by the lake.

«بسیاری از کمپرها در طول اقامت خود از پیاده‌روی لذت می‌برند.»

Many campers enjoy hiking during their stay.

تفاوت با واژه‌های مشابه
camperکمپر

روزمره. همان کلمه، به طور مترادف استفاده می‌شود.

Everyday. Exact same word, used interchangeably.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): campers

اسم — کمپر (2)

کمپرمسافر خودروی کمپ

فردی که در خودروی کمپ مجهز به امکانات سفر و اقامت موقت زندگی می‌کند

A person living in a camper vehicle equipped for travel and temporary living

«کمپر خودرو کمپ را کنار جنگل پارک کرد.»

The camper parked the RV near the forest.

«کمپرها معمولاً خودروهای خود را برای راحتی شخصی‌سازی می‌کنند.»

Campers often customize their vehicles for comfort.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000