canvassing

can·vas·sing/ˈkænvəsɪŋ/
canvassto solicit-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — تبلیغات انتخاباتی

تبلیغات انتخاباتینظرخواهی

عمل درخواست رای، نظر یا حمایت، اغلب با مراجعه حضوری به افراد.

The act of soliciting votes, opinions, or support, often by visiting people.

«تیم در محله‌ها برای کسب رای تبلیغ می‌کند.»

The team is canvassing neighborhoods for votes.

«تبلیغات انتخاباتی به سیاستمداران کمک می‌کند تا با رای‌دهندگان ملاقات کنند.»

Canvassing helps politicians meet voters.

تفاوت با واژه‌های مشابه
campaigningکمپین تبلیغاتی

معمولی. تلاش‌های سازمان‌یافته برای کسب حمایت، که اغلب با canvassing هم‌پوشانی دارد.

Common. Organized efforts to gain support, often overlapping with canvassing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000