در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پرندهای با پرهای روشن قرمز که عمدتاً در آمریکای شمالی و جنوبی یافت میشود.
A bird with bright red plumage found mainly in North and South America.
«مرغ سرخ از درخت با صدای بلند آواز خواند.»
“The cardinal sang loudly from the tree.”
«مرغهای سرخ به خاطر رنگ قرمزشان به آسانی دیده میشوند.»
“Cardinals are easy to spot because of their red color.”
بسیار مهم؛ اساسی و بنیادی.
Of great importance; fundamental.
«صداقت فضیلت اصلی است.»
“Honesty is a cardinal virtue.”
«قانون اصلی همیشه احترام گذاشتن است.»
“The cardinal rule is to always be respectful.”