carding

car·ding/ˈkɑːr.dɪŋ/
noun (اسم)technical

اسم — کاردینگ

کاردینگ

فرآیند باز کردن و تمیز کردن الیاف مانند پشم قبل از ریسندگی.

The process of disentangling and cleaning fibers like wool before spinning.

«کاردینگ کیفیت نخ را بهتر می‌کند.»

Carding improves the quality of yarn.

«او کاردینگ را در تولید منسوجات آموخت.»

She learned carding in textile production.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000