carrion

car·ri·on/ˈkæriən/
noun (اسم)common

اسم — مردار

مردارلاشه‌ی حیوان

گوشت در حال فساد حیوانات مرده.

The decaying flesh of dead animals.

«کرکس‌ها بالای سر پرواز می‌کردند و به دنبال مردار بودند.»

Vultures circled overhead, looking for carrion.

«بوی مردار هوای نزدیک جاده متروکه را پر کرده بود.»

The smell of carrion filled the air near the abandoned road.

تفاوت با واژه‌های مشابه
carcassجسد

روزمره. به جسد مرده حیوان اشاره دارد که ممکن است در حال پوسیدن باشد یا نباشد. 'Carrion' به طور خاص به گوشت پوسیده اشاره دارد. هر 'carrion' یک 'carcass' است، اما هر 'carcass' یک 'carrion' نیست. 'شکارچی لاشه را برای گرگ‌ها گذاشت' به بدنی که اخیراً کشته شده اشاره دارد، در حالی که 'کرکس‌ها از مردار تغذیه می‌کنند' به گوشت پوسیده اشاره دارد.

Everyday. Refers to the dead body of an animal, which may or may not be decaying. 'Carrion' specifically refers to the decaying flesh. All carrion is a carcass, but not all carcasses are carrion. 'The hunter left the carcass for the wolves' implies a recently killed body, while 'Vultures feed on carrion' specifies decaying flesh.

remainsبقایا

روزمره. یک اصطلاح گسترده‌تر که به آنچه پس از از بین رفتن یا مصرف چیزی باقی می‌ماند، اشاره دارد. می‌تواند برای انسان یا حیوان و برای اقلام غیر گوشتی به کار رود. 'Carrion' منحصراً گوشت پوسیده حیوان است. 'بقایای غذا' می‌تواند هر چیزی باقی‌مانده باشد، اما 'carrion' بسیار خاص است.

Everyday. A broader term referring to what is left after something is gone or consumed. Can apply to humans or animals, and to non-flesh items. 'Carrion' is exclusively decaying animal flesh. 'The remains of the meal' could be anything left over, but 'carrion' is very specific.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000