carrot

car·rot/ˈkær.ət/
noun (اسم)commonplural (جمع): carrots

اسم — هویج

هویج

یکی از سبزیجات ریشه‌ای بلند و نارنجی که خام یا پخته خورده می‌شود.

A long, orange root vegetable eaten raw or cooked.

«او برای میان‌وعده هویج تازه خورد.»

She ate a fresh carrot as a snack.

«هویج برای چشم مفید است.»

Carrots are good for your eyesight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vegetableسبزیجات

اصطلاح کلی؛ هویج نوعی سبزی است.

General term; carrot is a specific vegetable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000