cascading

cas·cad·ing/kæsˈkeɪdɪŋ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more cascadingsuperlative (عالی): most cascading

صفت — سرازیر شدن

سرازیر شدنآبشاری

ریزش یا جریان مانند آبشار در مراحل پیاپی.

Falling or flowing like a waterfall in successive stages.

«آبشاری که سرازیر می‌شد صحنه زیبایی ساخت.»

The cascading water created a beautiful scene.

«موهایش به صورت موج‌های آبشاری آویزان بود.»

Her hair fell in cascading waves.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fallingریزنده

رایج. معنای مشابه، به خصوص ریزش فیزیکی.

Common. Similar meaning, especially physically falling.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000