cataloged
فعل — فهرستبندی شده
فعل گذشته و اسم مفعول catalog به معنای فهرستبندی کردن یا مرتب کردن اقلام در یک فهرست.
Past tense and past participle of 'catalog', meaning to make a systematic list of items.
«کتابدار تمام کتابهای جدید را فهرستبندی کرد.»
“The librarian cataloged all the new books.”
«او مجموعه تمبرهایش را با دقت فهرست کرد.»
“He cataloged his stamp collection carefully.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. وقتی به اقلامی که به یک فهرست اضافه شدهاند اشاره دارد، کاملاً قابل جایگزینی است. 'listed' را میتوان به طور کلی برای هر نوع فهرستی استفاده کرد.
Common. Completely interchangeable when referring to items being added to a list. Use 'listed' more generally for any type of list.
رسمی/فنی. وقتی به ایجاد یک نمایه برای بازیابی سریع اطلاعات اشاره دارد، قابل جایگزینی است. اغلب به سازماندهی دقیقتری اشاره دارد.
Formal/technical. Interchangeable when referring to creating an index for quick retrieval of information. Often implies a more detailed organization.