catalyse

cat·a·lyse/ˈkætəlʌɪz/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): catalysedpast participle (مفعولی): catalysed-ing (حال): catalysing3rd (سوم): catalyses

فعل — کاتالیز کردن

کاتالیز کردنشتاب دادن

افزایش سرعت واکنش شیمیایی با دخالت به عنوان کاتالیزور.

To increase the rate of a chemical reaction by acting as a catalyst.

«آنزیم‌ها واکنش‌های زیستی مهم را کاتالیز می‌کنند.»

Enzymes catalyse vital biochemical reactions.

«این فلز فرآیند تجزیه را کاتالیز می‌کند.»

This metal catalyses the decomposition process.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000