challenges

chal·lenges/ˈtʃælɪndʒɪz/
noun (اسم)commonplural (جمع): challenges

اسم — چالش‌ها

چالش‌هامشکلاتموانع

شرایط یا مشکلات دشوار که نیاز به تلاش برای غلبه دارند.

Difficult situations or problems requiring effort to overcome.

«شرکت امسال با چالش‌های زیادی روبروست.»

The company faces many challenges this year.

«یادگیری زبان جدید چالش‌هایی دارد.»

Learning a new language has challenges.

تفاوت با واژه‌های مشابه
difficultiesمشکلات

رایج. گاهی قابل تعویض ولی 'چالش‌ها' اغلب بار موقعیت یا آزمون دارند.

Common. Sometimes interchangeable but 'challenges' often implies opportunity or test.

obstaclesمانع‌ها

رسمی. موانعی که جلوی پیشرفت را می‌گیرند یا کند می‌کنند؛ معانی نزدیک.

Formal. Barriers that stop or slow progress; close in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000