chanced

/tʃænst/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): chancedpast participle (مفعولی): chanced-ing (حال): chancing3rd (سوم): chances

فعل — تصادفی رخ داد

تصادفی رخ داداتفاق افتاد

به طور تصادفی اتفاق افتاد؛ بدون برنامه‌ریزی رخ داد.

Happened by chance; occurred without planning.

«آنها تصادفی به یک نقشه قدیمی در اتاق زیر شیروانی برخوردند.»

They chanced upon an old map in the attic.

«او تصادفی دوست قدیمی خود را در بازار ملاقات کرد.»

He chanced to meet his old friend at the market.

تفاوت با واژه‌های مشابه
happenedاتفاق افتاد

روزمره. کلی‌ترین کلمه برای چیزی که به وجود می‌آید یا رخ می‌دهد. 'Chanced' اغلب به معنای اتفاقی غافلگیرکننده‌تر یا غیرمنتظره‌تر از 'happened' است. 'فقط اتفاق افتاد' رایج است، 'تصادفی اتفاق افتاد' ادبی‌تر است.

Everyday. The most general word for something coming into being or occurring. 'Chanced' often implies a more surprising or unexpected occurrence than 'happened'. 'It just happened' is common, 'It chanced to happen' is more literary.

occurredرخ داد

رسمی. اتفاق افتادن یا روی دادن، اغلب در یک بافت رسمی‌تر یا توصیفی استفاده می‌شود. مشابه 'happened' اما با لحنی کمی رسمی‌تر. 'رویداد سه‌شنبه رخ داد' رایج است، 'جلسه تصادفی سه‌شنبه رخ داد' اشتباه است.

Formal. To happen or take place, often used in a more formal or descriptive context. Similar to 'happened' but with a slightly more formal tone. 'The event occurred on Tuesday' is common, 'The meeting chanced on Tuesday' is incorrect.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): chancedpast participle (مفعولی): chanced-ing (حال): chancing3rd (سوم): chances

فعل — خطر کرد

خطر کردریسک کرد

خطر کرد یا خطر انجام کاری را پذیرفت.

Took a risk or risked doing something.

«او شانسش را امتحان کرد و در شرکت جدید سرمایه‌گذاری کرد.»

He chanced his arm and invested in the new company.

«او شانسی پاسخی حدس زد.»

She chanced a guess at the answer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
riskedریسک کرد

روزمره. در معرض خطر، آسیب یا ضرر قرار دادن کسی یا چیزی. 'Chanced' اغلب شکلی ملایم‌تر از 'risked' است که به پیامدهای بالقوه کمتر شدید اشاره دارد. 'او جان خود را به خطر انداخت' درست است، 'او جان خود را چانس کرد' کمتر رایج است. 'او نگاهی سریع کرد' به خوبی کار می‌کند.

Everyday. To expose someone or something to danger, harm, or loss. 'Chanced' is often a milder form of 'risked', implying less severe potential consequences. 'He risked his life' works, 'He chanced his life' is less common. 'He chanced a quick look' works well.

gambledقمار کرد

روزمره. بازی‌های شانسی برای پول بازی کردن؛ انجام یک اقدام پرخطر به امید نتیجه مطلوب. 'Gambled' به معنای درجه بالاتری از ریسک و اغلب یک جزء مالی یا نتیجه بسیار نامشخص است. 'او پس‌انداز خود را قمار کرد' درست است، 'او پس‌انداز خود را چانس کرد' غیرعادی است.

Everyday. To play games of chance for money; to take a risky action in the hope of a desired result. 'Gambled' implies a higher degree of risk and often a financial component or a very uncertain outcome. 'He gambled his savings' works, 'He chanced his savings' is unusual.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000