chaperoning

chap·er·on·ing/ˈʃæp.ər.oʊ.ɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): chaperonedpast participle (مفعولی): chaperoned-ing (حال): chaperoning3rd (سوم): chaperones

فعل — همراهی کردن

همراهی کردننظارت کردن

همراهی و نظارت بر جوانان برای اطمینان از رفتار مناسب.

Accompanying and supervising young people to ensure proper behavior.

«او در مراسم رقص مدرسه همراه دانش‌آموزان بود.»

She was chaperoning the school dance.

«والدین معمولاً در سفرهای مدرسه همراهی می‌کنند.»

Parents often chaperone field trips.

تفاوت با واژه‌های مشابه
supervisingنظارت کردن

رسمی. معنای گسترده‌تری دارد اما chaperoning بیشتر بر نظارت اجتماعی یا حفاظتی دلالت دارد.

Formal. More general than chaperoning; chaperoning specifically implies social or protective supervision.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000