در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
همراهی و نظارت بر جوانان برای اطمینان از رفتار مناسب.
Accompanying and supervising young people to ensure proper behavior.
«او در مراسم رقص مدرسه همراه دانشآموزان بود.»
“She was chaperoning the school dance.”
«والدین معمولاً در سفرهای مدرسه همراهی میکنند.»
“Parents often chaperone field trips.”
رسمی. معنای گستردهتری دارد اما chaperoning بیشتر بر نظارت اجتماعی یا حفاظتی دلالت دارد.
Formal. More general than chaperoning; chaperoning specifically implies social or protective supervision.