در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک تکه کوچک از چیزی که سوخته یا دوده گرفته است؛ بخش کوچکی از غذا که برشته یا سوخته است.
A small char; a small portion of food that has been charred or burnt.
«مواظب باش نان تست را نسوزانی؛ آن را به یک تکه سوخته تبدیل نکن.»
“Be careful not to burn the toast; don't make a charlet of it.”
«تکه سوخته روی گریل به سرعت پاک شد.»
“The charlet on the grill was quickly scraped off.”