charter

char·ter/ˈtʃɑːrtər/
1noun (اسم)formalplural (جمع): charters

اسم — منشور

منشوراعطای رسمی

سندی رسمی که حقوق یا امتیازاتی را اعطا می‌کند.

A formal document granting rights or privileges.

«شرکت منشور جهت فعالیت دریافت کرد.»

The company received a charter to operate.

«شهر با منشور سلطنتی تأسیس شد.»

The city was founded by royal charter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deedسند

رسمی. سند حقوقی، اغلب در زمینه مرتبط قابل جایگزینی.

Formal. Legal document, often interchangeable with charter in context.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): charteredpast participle (مفعولی): chartered-ing (حال): chartering3rd (سوم): charters

فعل — کرایه کردن

کرایه کردناجاره دادن

کرایه کردن خودرو یا خدمات برای استفاده خصوصی.

To rent or lease a vehicle or service for private use.

«آنها برای یک روز قایق کرایه کردند.»

They chartered a boat for the day.

«ما برای سفر اتوبوس کرایه کردیم.»

We chartered a bus for the trip.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rentاجاره کردن

رایج. اصطلاح کلی برای استفاده موقت و پرداختی؛ اغلب با charter قابل جایگزینی است.

Common. General term for paid temporary use; often interchangeable with charter in context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000