noun (اسم)commonplural (جمع): charms
اسم — طلسمها
طلسمهاجادوگردنبندهای خوششانس
اشیای کوچک تزئینی که اعتقاد بر این است خوششانسی میآورند یا قدرت جادویی دارند.
Small decorative objects believed to bring good luck or have magical power.
«او چندین طلسم روی دستبندش داشت.»
“She wore several charms on her bracelet.”
«اعتقاد بر این است که این طلسم خوششانسی میآورد.»
“The charm is said to bring good luck.”