charms

/tʃɑːrmz/
noun (اسم)commonplural (جمع): charms

اسم — طلسم‌ها

طلسم‌هاجادوگردنبندهای خوش‌شانس

اشیای کوچک تزئینی که اعتقاد بر این است خوش‌شانسی می‌آورند یا قدرت جادویی دارند.

Small decorative objects believed to bring good luck or have magical power.

«او چندین طلسم روی دستبندش داشت.»

She wore several charms on her bracelet.

«اعتقاد بر این است که این طلسم خوش‌شانسی می‌آورد.»

The charm is said to bring good luck.

تفاوت با واژه‌های مشابه
talismanطلسم

رسمی. شیئی که باور بر داشتن قدرت جادویی دارد.

Formal. An object believed to have magical powers, similar to 'charm'.

amuletطلسم

رسمی. برای محافظت در برابر آسیب، مشابه charm.

Formal. Worn to protect against harm or evil, often interchangeable with 'charm'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000