chartered

char·tered/ˈtʃɑːrtərd/
adjective (صفت)formal

صفت — امانت‌دار

امانت‌داردارای مجوزچارتر شده

رسمی مجاز به انجام فعالیت مشخص، به ویژه در حمل‌ونقل یا سازمان‌های حرفه‌ای

officially authorized to do a particular activity, especially in relation to transport or professional organizations

«ما با پرواز چارتر شده به جزیره رفتیم.»

We took a chartered flight to the island.

«او حسابدار رسمی و دارای مجوز است.»

He is a chartered accountant.

تفاوت با واژه‌های مشابه
licensedمجاز

رسمی. دارای اجازه رسمی، در زمینه‌های حرفه‌ای مشابه با chartered استفاده می‌شود.

Formal. Means having official permission, interchangeable with ‘chartered’ in professional contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000