chieftain

chief·tain/ˈtʃiːftən/
chiefleader-tainone who holds (from Old French)
noun (اسم)formalplural (جمع): chieftains

اسم — رییس قبیله

رییس قبیلهسرکرده

رهبر یا سرپرست یک گروه یا طایفه، به‌ویژه در جوامع قبیله‌ای.

The leader or head of a group or clan, especially in tribal societies.

«رییس قبیله برای طایفه تصمیم می‌گرفت.»

The chieftain made decisions for the tribe.

«سرکردگان گرد هم آمدند تا درباره معاهده صلح بحث کنند.»

Chieftains gathered to discuss peace treaties.

تفاوت با واژه‌های مشابه
leaderرهبر

متداول. اصطلاح کلی برای شخص مسئول، بسته به زمینه قابل جایگزینی است.

Common. General term for a person in charge, interchangeable depending on context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000