chop

/tʃɑːp/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): choppedpast participle (مفعولی): chopped-ing (حال): chopping3rd (سوم): chops

فعل — بریدن

بریدنقطعه قطعه کردن

برش دادن چیزی به قطعات کوچک، معمولاً با ابزار برنده مثل تبر یا چاقو.

To cut something into pieces, usually with a sharp tool like an axe or knife.

«او پیازها را برای سوپ خرد کرد.»

He chopped the onions for the soup.

«او چوب هیزم را برای شومینه می‌تراشد.»

She chops wood for the fireplace.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sliceبرش دادن

روزمره. مشابه است ولی معمولاً به برش‌های نازک‌تر و دقیق‌تر غذا اشاره دارد — مثلاً«slice bread» درست است ولی «chop bread» کمتر استفاده می‌شود.

Everyday. Similar action but usually implies thinner, more precise cuts mainly for food—e.g., 'slice bread' works, 'chop bread' less so.

cutبریدن

روزمره. عمومی‌تر از chop است، به انواع بریدن اشاره دارد — در بیشتر موارد جایگزین chop می‌شود.

Everyday. More general than 'chop', can refer to many kinds of cutting—usable in most contexts where 'chop' applies.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): chops

اسم — قطعه گوشت

قطعه گوشتتکه

قطعه یا قسمت بریده شده‌ای از چیزی، مخصوصاً گوشت.

A piece or portion cut from something, especially meat.

«او یک قطعه گوشت برای شام کباب کرد.»

He grilled a chop for dinner.

«کتف‌های بره خیلی خوشمزه بودند.»

The lamb chops were delicious.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cutبرش

رایج. به قطعه گوشت یا سایر غذاها اشاره دارد؛ اغلب در آشپزی با chop قابل تعویض است.

Common. Can refer to a piece of meat or other food; often interchangeable with chop in cooking contexts.

sliceورقه

روزمره. به قطعات نازک اشاره می‌کند؛ همیشه با chop قابل تعویض نیست چون chop معمولاً ضخیم‌تر است.

Everyday. Refers to thin pieces; not always interchangeable with chop because chop is usually thicker and chunkier.

متضادها
3phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — قطع کردن

قطع کردنمتوقف کردن ناگهانی

متوقف یا قطع کردن ناگهانی (اغلب غیررسمی).

To stop or interrupt abruptly (often informal).

«وقتی تلفن زنگ زد، حرفش را قطع کرد.»

He chopped the conversation when the phone rang.

«ویدیو دقیقاً در لحظه مهم قطع شد.»

The video chopped right at the crucial moment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000