chunkiest

chunk·i·est/ˈtʃʌŋkiɪst/
chunkythick or bulky-estsuperlative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): chunkiersuperlative (عالی): chunkiest

صفت — قطورترین

قطورترینتوپُرترین

دارای بیشترین حجم یا ضخامت؛ بسیار قطور یا توپر.

Having the greatest thickness or bulk; most chunky.

«این قطورترین بافتنی است که تا به حال پوشیده‌ام.»

This is the chunkiest knit I've ever worn.

«او برای زمستان دستبندهای قطورتر را ترجیح می‌دهد.»

She prefers the chunkiest bracelets for winter.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000