در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
صفتی که کسی را که مرتباً در مراسم کلیسا شرکت میکند توصیف میکند.
Describing someone who regularly attends church services.
«او از یک خانوادهای است که مرتب به کلیسا میرود.»
“She is from a churchgoing family.”
«عادتهای رفتن به کلیسا در جوامع مختلف بسیار متفاوت است.»
“Churchgoing habits vary widely among communities.”
رایج. تعهد قوی مذهبی را نشان میدهد و با churchgoing در توصیف حضور همپوشانی دارد.
Common. Implies strong religious commitment, often overlapping with churchgoing when describing attendance.