cicatrix

cic·a·trix/ˈsɪkətrɪks/
noun (اسم)formalplural (جمع): cicatrices

اسم — جای زخم

جای زخماسکاراثر زخم

بافت فیبروزی که پس از بهبود زخم تشکیل می‌شود؛ جای زخم.

The fibrous tissue that forms when a wound heals; a scar.

«جراح جای زخم باقی‌مانده از برش قدیمی را معاینه کرد.»

The surgeon examined the cicatrix left by the old incision.

«جای زخم برجسته‌ای در محلی که سوختگی بود، تشکیل شد.»

A prominent cicatrix formed where the burn had been.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scarجای زخم

روزمره. رایج‌ترین و قابل فهم‌ترین اصطلاح برای علامتی که پس از بهبود زخم باقی می‌ماند. 'او جای زخمی روی زانویش دارد' کاملاً درست است و 'cicatrix' در اینجا بیش از حد بالینی به نظر می‌رسد.

Everyday. The most common and widely understood term for a mark left after a wound heals. 'He has a scar on his knee' works perfectly, and 'cicatrix' would sound overly clinical here.

lesionضایعه

پزشکی. ناحیه‌ای در یک اندام یا بافت که در اثر جراحت یا بیماری آسیب دیده است. 'ضایعه پوستی' درست است، اما ضایعه معمولاً هنوز زخم است، نه جای زخم بهبود یافته.

Medical. A region in an organ or tissue that has suffered damage through injury or disease. 'Skin lesion' works, but a lesion is typically still a wound, not a healed scar.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000