cicatrix
اسم — جای زخم
بافت فیبروزی که پس از بهبود زخم تشکیل میشود؛ جای زخم.
The fibrous tissue that forms when a wound heals; a scar.
«جراح جای زخم باقیمانده از برش قدیمی را معاینه کرد.»
“The surgeon examined the cicatrix left by the old incision.”
«جای زخم برجستهای در محلی که سوختگی بود، تشکیل شد.»
“A prominent cicatrix formed where the burn had been.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. رایجترین و قابل فهمترین اصطلاح برای علامتی که پس از بهبود زخم باقی میماند. 'او جای زخمی روی زانویش دارد' کاملاً درست است و 'cicatrix' در اینجا بیش از حد بالینی به نظر میرسد.
Everyday. The most common and widely understood term for a mark left after a wound heals. 'He has a scar on his knee' works perfectly, and 'cicatrix' would sound overly clinical here.
پزشکی. ناحیهای در یک اندام یا بافت که در اثر جراحت یا بیماری آسیب دیده است. 'ضایعه پوستی' درست است، اما ضایعه معمولاً هنوز زخم است، نه جای زخم بهبود یافته.
Medical. A region in an organ or tissue that has suffered damage through injury or disease. 'Skin lesion' works, but a lesion is typically still a wound, not a healed scar.