در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نشانهای که پس از بهبود زخم روی پوست باقی میماند.
A mark left on skin or tissue after a wound heals.
«جای زخم روی بازویش، او را به حادثه یادآوری میکند.»
“The scar on his arm reminds him of the accident.”
«جای زخمها ممکن است کم رنگ شوند ولی اغلب قابل دیدن باقی میمانند.»
“Scars can fade but often remain visible.”
روزمره. اصطلاح عام برای هر لکه یا نشان قابل مشاهده؛ مخصوص جای زخم نیست.
Everyday. General term for any visible spot or stain; not specific to healed wounds.
ایجاد زخمی دائمی روی پوست یا آسیب روانی ماندگار بر جای گذاشتن.
To leave a lasting mark or injury on skin or emotionally.
«اگر زخم درست درمان نشود، جای آن باقی میماند.»
“The cut will scar if not treated properly.”
«جنگ به بسیاری از افراد بیگناه آسیب روانی ماندگار وارد کرد.»
“The war scarred many innocent people emotionally.”
رسمی/عام. به آسیب جسمی اشاره دارد ولی لزوماً جای زخم نمیگذارد.
Formal/general. Means to hurt physically but not necessarily leaving a scar.
عمومی. به جا گذاشتن رد یا اثر قابل دید، مخصوص جای زخم نیست.
General. To leave a visible trace or effect, not specifically a scar.