clackety

clack·et·y/ˈklækɪti/
clacksharp clicking sound-etycharacterized by
adjective (صفت)informal

صفت — پر تق‌تق

پر تق‌تقصدا دار

که با صدای پی‌درپی تند و تق‌تق‌مانند همراه باشد؛ پر سر و صدا به این شکل.

Characterized by making a series of sharp clicking noises; noisy in this way.

«قطار قدیمی با ریتمی پرتق‌تق پیش می‌رفت.»

The old train moved forward with a clackety rhythm.

«کفش‌های پاشنه‌بلند صدادارش در راهرو طنین‌انداز شد.»

Her clackety heels echoed down the hallway.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000