clanging

clang·ing/ˈklæŋɪŋ/
clanga loud metallic ringing sound-ingpresent participle suffix
noun (اسم)common

اسم — صدای به‌صدا درآمدن فلز

صدای به‌صدا درآمدن فلزطنین

صدای بلند و زنگ‌مانند که معمولاً از برخورد اجسام فلزی ایجاد می‌شود.

The loud, resonant ringing sound, especially made by metal objects striking together.

«صدای به‌صدا درآمدن قابلمه‌ها همه را بیدار کرد.»

The clanging of pots woke everyone up.

«صدای زنگ کلیسا را شنید.»

He heard the clanging of the church bells.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ringingزنگ زدن

رایج. معنی مشابه ولی زنگ زدن عمومی‌تر است و clang صدایی تیز و فلزی‌تر است.

Common. Similar sense but ringing is more general, clang is sharper and metallic.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000