cleanest

clean·est/ˈkliːnɪst/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): cleanersuperlative (عالی): cleanest

صفت — تمیزترین

تمیزترینپاک‌ترین

بیشترین میزان پاکیزگی؛ فاقد هرگونه کثیفی یا آلودگی.

Most free from dirt or impurities; having the highest degree of cleanliness.

«این تمیزترین اتاق در خانه است.»

This is the cleanest room in the house.

«او همیشه تمیزترین کفش‌ها را دارد.»

He always keeps the cleanest shoes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
purestخالص‌ترین

رسمی. بر پاکی از ناخالصی‌ها تاکید دارد، معمولاً در زمینه‌های شیمیایی یا انتزاعی استفاده می‌شود.

Formal. Emphasizes freedom from impurities, often used in chemical or abstract contexts.

tidiestمرتب‌ترین

معمولی. به مرتب بودن و نظم بیشتر توجه دارد تا صرفاً پاکیزگی.

Common. Focuses on neatness and order rather than just cleanliness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000