در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
صدای کوتاه و تیز مانند صدایی که هنگام فشار دادن دکمه یا بسته شدن قفل ایجاد میشود.
A short, sharp sound, like that made by pressing a switch or closing a latch.
«صدای کلیک شاتر دوربین را شنیدم.»
“I heard the click of the camera shutter.”
«او دکمه را با صدایی کلیک فشار داد.»
“He pressed the button with a click.”
غیررسمی. صدای کوتاه و تیز مشابه است اما 'تیک' معمولاً به صدای مکرر ساعت اشاره دارد، بر خلاف کلیک یکبار مصرف.
Informal. Similar short sharp sound, but 'tick' often implies a repetitive or rhythmic sound, e.g. clock ticking, unlike a one-time click.
رایج. به صدای تیز و ناگهانی شکستن اشاره دارد؛ گاهی به جای کلیک استفاده میشود اما همیشه قابل تعویض نیست.
Common. Implies a sharp breaking sound; can sometimes replace 'click' when the sound is sudden but not always interchangeable.
ایجاد صدای کوتاه و تیز با فشار دادن دکمه، کلید یا سریع به هم زدن دو شیء.
To make a short, sharp sound by pressing a button or switch or by quickly joining two objects.
«او برای باز کردن برنامه روی ماوس کلیک کرد.»
“She clicked the mouse to open the program.”
«او برای جلب توجه دستش را کلیک کرد.»
“He clicked his fingers to get attention.”
رایج. به طور کلی به فشار دادن دکمه یا سطح اشاره دارد اما کلیک تأکید بر صدا یا عمل تولید سیگنال دارد، پس همیشه قابل تعویض نیست.
Common. Refers broadly to applying force on buttons or surfaces, but 'click' emphasizes the sound or action producing a signal, so not always interchangeable.