cloisonne

cloi·son·ne/ˌklwɑː.zəˈneɪ/
noun (اسم)formalplural (جمع): cloisonnes

اسم — میناکاری

میناکاریکلوآزونه

روشی قدیمی برای تزئین فلزات با مینای رنگی که توسط نوارهای فلزی جدا شده‌اند.

An ancient technique for decorating metalwork with colored enamel separated by metal strips.

«گردنبند الگوهای زیبای کلوآزونه داشت.»

The necklace featured beautiful cloisonne patterns.

«او گلدان‌های کلوآزونه چینی جمع‌آوری می‌کند.»

She collects cloisonne vases from China.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000