اسم — کفش چوبی
نوعی کفش با کفی ضخیم که معمولاً چوبی است.
A type of shoe with a thick, often wooden, sole.
«او برای کار در باغ کفش چوبی پوشید.»
“She wore clogs to work in the garden.”
«کفشهای چوبی در برخی کشورهای اروپایی سنتی هستند.»
“Wooden clogs are traditional in some European countries.”
متضادها
فعل — مسدود میکند
چیزی را مسدود یا دچار گرفتگی میکند، به ویژه یک لوله یا فاضلاب.
Blocks or obstructs something, especially a pipe or drain.
«موها راه فاضلاب حمام را میگیرد.»
“Hair clogs the shower drain.”
«چربی زیاد رگها را میگیرد.»
“Too much fat clogs arteries.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. در اشاره به انسداد فیزیکی با 'clogs' قابل تعویض است. 'ضایعات راه فاضلاب را مسدود میکند' و 'ضایعات فاضلاب را میگیرد' هر دو درست هستند.
Everyday. Interchangeable with 'clogs' when referring to physical obstruction. 'The debris blocks the drain' works, as does 'The debris clogs the drain'.
رسمی. برای ایجاد مانع یا سد با 'clogs' قابل تعویض است، اما 'obstructs' گستردهتر است و میتواند به موانع انتزاعی نیز اشاره کند. 'درخت افتاده جاده را مسدود میکند' درست است، اما 'ضایعات لوله را میگیرد' خاصتر است.
Formal. Interchangeable with 'clogs' for creating a barrier or impediment, but 'obstructs' is broader and can refer to abstract impediments too. 'The fallen tree obstructs the road' works, but 'The debris clogs the pipe' is more specific.