cockle

cock·le/ˈkɒkəl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): cockles

اسم — صدف خوراکی

صدف خوراکینرم‌تن دریایی

یک نوع نرم‌تن دریایی کوچک خوراکی با صدف راه‌راه.

A small edible marine mollusk with a ribbed shell.

«آن‌ها صدف‌ها را کنار ساحل جمع کردند.»

They collected cockles along the shore.

«صدف‌ها اغلب در غذاهای دریایی استفاده می‌شوند.»

Cockles are often used in seafood dishes.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): cockledpast participle (مفعولی): cockled-ing (حال): cockling3rd (سوم): cockles

فعل — چروک شدن

چروک شدنجمع شدن

چروکیده یا جمع شدن، معمولاً درباره پارچه یا پوست.

To shrink or wrinkle, usually referring to fabric or skin.

«کاغذ پس از خیس شدن چروکید.»

The paper cockled after getting wet.

«پوست در هوای سرد ممکن است چروکیده شود.»

Skin can cockle in cold weather.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wrinkleچروک

رایج. معنای بسیار مشابه و در بسیاری از موارد قابل تعویض است.

Common. Very similar meaning, interchangeable in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000