coercively

co·er·cive·ly/koʊˈɜːrsɪvli/
co-togethererceforce-ivehaving quality-lyadverb suffix
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): coerciveposition (جایگاه): middle

قید — به‌صورت اجبارآمیز

به‌صورت اجبارآمیزبا فشار

به گونه‌ای که کسی را مجبور یا تحت فشار قرار دهد.

In a manner that forces or pressures someone to do something.

«مسئول به طور اجبارآمیز عمل کرد تا قانون را اجرا کند.»

The official acted coercively to enforce the law.

«او به شکلی تحمیل‌کننده صحبت کرد تا مخاطب را بترساند.»

She spoke coercively to intimidate the audience.

تفاوت با واژه‌های مشابه
forciblyبا زور

رایج. معنای بسیار مشابه دارد و اغلب قابل تعویض است.

Common. Very similar meaning and often interchangeable in contexts of force.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000