commandeer

com·man·deer/ˌkɒmənˈdɪər/
verb (فعل)formalpast (گذشته): commandeeredpast participle (مفعولی): commandeered-ing (حال): commandeering3rd (سوم): commandeers

فعل — توقیف کردن

توقیف کردنغصب کردن

به صورت رسمی چیزی را برای اهداف نظامی یا اضطراری تصرف کردن یا کنترل کردن.

To officially take possession or control of something, especially for military purposes.

«ارتش همه وسایل نقلیه موجود را توقیف کرد.»

The army commandeered all available vehicles.

«دولت زمین‌های خصوصی را برای این پروژه مصادره کرد.»

The government commandeered private land for the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
seizeتوقیف کردن

رسمی. معمولاً به تصرف زورگویانه بدون اجازه اشاره دارد، مشابه 'commandeer'.

Formal. Often implies forceful taking without permission, similar to 'commandeer'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000