complicity

com·plic·i·ty/kəmˈplɪsɪti/
noun (اسم)formal

اسم — همدستی

همدستیمشارکت در جرم

شرکت در انجام فعالیت غیرقانونی یا اشتباه به همراه دیگران.

The state of being involved with others in an illegal activity or wrongdoing.

«او به همدستی در سرقت متهم شد.»

He was charged with complicity in the robbery.

«همکاری در رسوایی، شهرت آنها را خراب کرد.»

Complicity in the scandal damaged their reputation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
collusionهمدستی

رسمی. به همکاری پنهانی در کار نادرست اشاره دارد، مشابه complicity.

Formal. Implies secret cooperation in wrongdoing, similar to complicity.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000