در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شیوهای که باعث ضربه مغزی میشود یا به آن مربوط است، یا با حرکت تکانشی خشونتآمیز.
In a manner that causes or is related to a concussion, or with a violent shaking motion.
«خودرو به طور ضربهای به مانع برخورد کرد.»
“The car struck the barrier concussively.”
«سر بیمار در طول حادثه به طور تکانشی حرکت کرد.»
“The patient's head moved concussively during the accident.”
رایج/روزمره. 'Violently' به معنای 'به شیوهای که شامل نیروی فیزیکی برای آسیب زدن، صدمه زدن یا کشتن کسی یا چیزی است' میباشد. زمانی که عمل ضربهای خشونتآمیز باشد، قابل تعویض است. 'نیرو به او خشونتآمیز ضربه زد' درست است، اما 'صدا به او concussively ضربه زد' ممکن است به معنای یک ضربه بدون خشونت مستقیم باشد.
Common/Everyday. 'Violently' means 'in a way that involves physical force intended to hurt, damage, or kill someone or something.' It's interchangeable when the concussive action is violent. 'The force hit him violently' works, but 'The sound hit him concussively' might imply an impact without direct violence.