concuss

con·cuss/kənˈkʌs/
con-completelycussshake
verb (فعل)technicalpast (گذشته): concussedpast participle (مفعولی): concussed-ing (حال): concussing3rd (سوم): concusses

فعل — ضربه مغزی زدن

ضربه مغزی زدنمغز را تکان دادن

ضربه مغزی ایجاد کردن یا کسی را دچار ضربه مغزی کردن.

To subject to or cause to suffer a concussion.

«ضربه قدرتمند بوکسور را دچار ضربه مغزی کرد.»

The powerful blow concussed the boxer.

«او نگران بود اگر از نردبان بیفتد، ممکن است دچار ضربه مغزی شود.»

He worried he might concuss himself if he fell off the ladder.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shakeتکان دادن

رایج/روزمره. 'Shake' یک فعل عمومی برای ایجاد حرکت سریع است. فقط زمانی که به تکان دادن خشونت‌آمیز که می‌تواند منجر به آسیب شود اشاره دارد، با 'concuss' قابل تعویض است. 'انفجار ساختمان را تکان داد' اما لزوماً آن را 'concuss' نکرد. با این حال، 'او بطری را تکان داد' قابل تعویض نیست.

Common/Everyday. 'Shake' is a general verb for causing rapid movement. It is interchangeable with 'concuss' only when referring to a violent shaking that could lead to injury. 'The explosion shook the building' but not necessarily 'concussed' it. However, 'He shook the bottle' is not interchangeable.

stunبیهوش کردن

رایج/روزمره. 'Stun' به معنای بیهوش یا مبهوت کردن کسی است، اغلب با ضربه. اگر ضربه مغزی منجر به مبهوت شدن یا بیهوشی شود، با 'concuss' قابل تعویض است. با این حال، 'stun' می‌تواند در زمینه‌های غیرفیزیکی نیز استفاده شود (مثلاً 'stunned by the news')، در حالی که 'concuss' همیشه فیزیکی است.

Common/Everyday. 'Stun' means to make someone unconscious or dazed, often by a blow. It is interchangeable with 'concuss' if the concussion results in being dazed or unconscious. However, 'stun' can also be used in non-physical contexts (e.g., 'stunned by the news'), whereas 'concuss' is always physical.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000