conductor

con·duc·tor/kənˈdʌktər/
1noun (اسم)commonplural (جمع): conductors

اسم — رهبر ارکستر

رهبر ارکسترمدیر گروه موسیقی

کسی که هدایت اجرای ارکستر یا گروه آواز را بر عهده دارد.

A person who directs the performance of an orchestra or choir.

«رهبر ارکستر قبل از کنسرت باتون خود را بالا برد.»

The conductor raised his baton before the concert.

«او یک رهبر ارکستر معروف است.»

She is a famous orchestra conductor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
maestroماسترو

واژه رسمی و محترمانه برای رهبر ارکستر، به ویژه در موسیقی کلاسیک.

Formal and respectful term for conductor, especially in classical music.

2noun (اسم)commonplural (جمع): conductors

اسم — متعهد قطار

متعهد قطاربلیت‌گیر قطار

کسی که در قطار یا اتوبوس بلیت جمع‌آوری می‌کند و مسافران را مدیریت می‌کند.

A person who collects tickets and manages passengers on a train or bus.

«متعهد قطار بلیت‌های ما را چک کرد.»

The conductor checked our tickets on the train.

«لطفا بلیت خود را به متعهد قطار نشان دهید.»

Please show your ticket to the conductor.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000