confit

con·fit/kɒnˈfiː/
noun (اسم)formalplural (جمع): confits

اسم — کنفیت

کنفیتگوشت کنفیت

روشی برای پختن غذا به‌ویژه گوشت به آرامی در چربی خودش برای نگهداری

A method of cooking food, especially meat, in its own fat slowly to preserve it

«کنفیت اردک یک خوراک فرانسوی است.»

Duck confit is a French delicacy.

«او کنفیت را به روش سنتی تهیه کرد.»

He prepared the confit the traditional way.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000