confiscating
فعل — مصادره کردن
مالکیت یا دارایی کسی را با اختیار قانونی ضبط یا توقیف کردن.
To take or seize someone's property with authority.
«پلیس در حال مصادره سلاحهای غیرقانونی بود.»
“The police were confiscating illegal weapons.”
«آنها شروع به مصادره کالاها از قاچاقچیان کردند.»
“They started confiscating goods from smugglers.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اغلب قابل تعویض است، به خصوص برای گرفتن مال با زور یا اختیار قانونی. 'مصادره کردن' معمولاً به اقدام رسمی دولت اشاره دارد، در حالی که 'توقیف کردن' میتواند گستردهتر باشد.
Common. Often interchangeable, especially for taking property by force or legal authority. 'Confiscating' usually implies official government action, while 'seizing' can be broader.
رسمی. گاهی اوقات میتواند جایگزین 'confiscating' شود، وقتی دولت مال خصوصی را برای استفاده عمومی، اغلب با جبران خسارت، میگیرد. 'مصادره کردن' به معنای گرفتن بدون جبران خسارت به دلیل یک تخلف قانونی است.
Formal. Can sometimes replace 'confiscating' when the government takes private property for public use, often with compensation. 'Confiscating' implies taking without compensation due to a legal offense.
صفت — مصادرهکننده
مشغول به عمل ضبط کردن دارایی با اختیار قانونی.
Engaged in the act of seizing property with authority.
«افسران مصادرهکننده محل را امن کردند.»
“The confiscating officers secured the premises.”
«او در طول فرآیند مصادره حضور داشت.»
“He was present during the confiscating process.”