congestive

con·ges·tive/kənˈdʒestɪv/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more congestivesuperlative (عالی): most congestive

صفت — پُرتراکم

پُرتراکممسدودکننده

مربوط به یا مشخصه‌دار انسداد یا تراکم، مانند رگ‌های خون یا ترافیک.

Relating to or characterized by congestion, such as in blood vessels or traffic.

«او به نارسایی قلبی پُرتراکم مبتلا شده بود.»

He was diagnosed with congestive heart failure.

«علائم پُرتراکم شامل تورم و ناراحتی بود.»

Congestive symptoms included swelling and discomfort.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blockedمسدود شده

رایج برای راه‌ها یا رگ‌های مسدود.

Common. Used for obstructed vessels or pathways.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000