conk
/kɒŋk/
1noun (اسم)informalplural (جمع): conks
اسم — بینی (عامیانه)
بینی (عامیانه)
اصطلاح عامیانه برای بینی.
A slang term for the nose.
«او دقیقاً روی بینیاش ضربه خورد.»
“He got hit right on the conk.”
«وقتی خم میشوی مراقب بینیات باش.»
“Watch your conk when you bend down.”
تفاوت با واژههای مشابه
nose— بینی
رایج. اصطلاح معمول برای عضو صورت؛ کاربرد رسمی و غیررسمی دارد.
Common. Standard term for the facial feature; formal and informal contexts.
2verb (فعل)informalpast (گذشته): conkedpast participle (مفعولی): conked-ing (حال): conking3rd (سوم): conks
فعل — زدن ضربه به سر یا بینی
زدن ضربه به سر یا بینی
ضربه زدن به سر یا بینی کسی.
To hit someone on the head or nose.
«او در دعوا ضربه خورد.»
“He got conked during the fight.”
«به سرش ضربه نزن!»
“Don’t conk him on the head!”
تفاوت با واژههای مشابه
hit— زدن
رایج. اصطلاح عمومی برای ضربه زدن؛ میتواند جایگزین conk برای ضربه به سر یا بینی باشد.
Common. General term for striking; can replace conk for hitting head or nose.