در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ضربه زدن به سر کسی، بهویژه طوری که بیهوش شود.
(past tense of conk) To hit someone’s head, especially so that they become unconscious.
«او در دعوا به سرش ضربه خورد.»
“He got conked during the fight.”
«بوکسور در راند اول حریفش را ناک اوت کرد.»
“The boxer conked his opponent in the first round.”