consarned

con·sarned/kənˈsɑːrnd/
adjective (صفت)informal

صفت — ملعون

ملعونلعنتیخشمگین

کلمه‌ای مودبانه و غیرمستقیم برای بیان نفرین یا اعتراض؛ بیانگر ناراحتی (غیررسمی، عمدتاً محلی)

Used as a mild euphemistic substitute for ‘cursed’ or ‘damned’; expressing annoyance (informal, chiefly regional)

«آن سگ لعنتی دائم پارس می‌کند.»

That consarned dog keeps barking.

«کلیدهای لعنتی‌ام را پیدا نمی‌کنم!»

I can't find my consarned keys!

تفاوت با واژه‌های مشابه
darnedملعون

غیررسمی. جایگزین مودبانه برای ناسزاهای سخت‌تر، مشابه consarned.

Informal. Euphemistic substitute for stronger curse words, similar usage to consarned.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000