consummately

con·sum·mate·ly/kənˈsʌməətli/
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): consummateposition (جایگاه): end

قید — به طور کامل

به طور کاملبه بهترین نحو

انجام کاری به صورت کامل یا بی‌نقص، با مهارت یا کیفیت بسیار بالا.

To do something in a perfect or complete manner, showing great skill or quality.

«او پیانو را به طور کامل نواخت.»

She played the piano consummately.

«کار به بهترین نحو انجام شد.»

The job was consummately done.

تفاوت با واژه‌های مشابه
perfectlyبه طور کامل

رایج. به معنای انجام بدون نقص، در اغلب موارد برابر با consummately است.

Common. Means done without flaws, interchangeable with consummately in most contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000