continuum

con·tin·u·um/kənˈtɪnjuəm/
continu-to continue-umnoun suffix
noun (اسم)formal

اسم — رشته پیوسته

رشته پیوستهدنباله مداوم

دنباله‌ای پیوسته یا محدوده‌ای که نقاط تقسیم مشخصی ندارد.

A continuous sequence or range that does not have clear dividing points.

«رنگ به صورت یک دنباله پیوسته دیده می‌شود، نه بخش‌های جدا.»

Color is seen as a continuum rather than separate parts.

«تغییر دما بخشی از یک دنباله مداوم است.»

The temperature change is part of a continuum.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spectrumطیف

رایج. معنای مشابه برای اشاره به محدوده‌ای بدون فاصله واضح.

Common. Similar meaning referring to a range without distinct gaps.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000