1verb (فعل)commonpast (گذشته): contractedpast participle (مفعولی): contracted-ing (حال): contracting3rd (سوم): contracts
فعل — کوچک شدن
کوچک شدنمنقبض شدن
کوچک شدن یا کاهش اندازه دادن.
Decreasing in size or becoming smaller.
«عضلات هنگام ورزش منقبض میشوند.»
“Muscles are contracting during exercise.”
«اقتصاد در این سهماهه کوچک شده است.»
“The economy is contracting this quarter.”
تفاوت با واژههای مشابه
متضادها
2verb (فعل)formalpast (گذشته): contractedpast participle (مفعولی): contracted-ing (حال): contracting3rd (سوم): contracts
فعل — قرارداد بستن
قرارداد بستنمتعهد شدن
وارد شدن به توافق رسمی و الزامآور.
Entering into a formal and binding agreement.
«آنها با تأمینکننده جدید قرارداد بستهاند.»
“They are contracting with a new supplier.”
«شرکت در حال بستن قرارداد برای کار ساختمانی است.»
“The company is contracting for construction work.”
تفاوت با واژههای مشابه
agreeing— موافقت کردن
متداول. به طور کلی موافقت با شرایط است و در برخی موارد جایگزین contracting میشود.
Common. Generally agreeing to terms, can replace contracting in some contexts.