contravenes

con·tra·venes/ˌkɒntrəˈviːnz/
verb (فعل)formalpast (گذشته): contravenedpast participle (مفعولی): contravened-ing (حال): contravening3rd (سوم): contravenes

فعل — نقض کردن

نقض کردنتخلف کردن

عمل کردن بر خلاف قانون، قانون‌شکنی یا نقض کردن قرارداد.

To act against or violate a law, rule, or agreement.

«او قوانین راهنمایی و رانندگی را نقض می‌کند.»

He contravenes the traffic regulations.

«نقض سیاست شرکت ممکن است به اخراج منجر شود.»

Contravening company policy can lead to dismissal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
violateنقض کردن

رسمی. به طور متقابل برای نقض قوانین به کار می‌رود.

Formal. Used interchangeably to express breaking rules or laws.

breachشکستن

رسمی/حقوقی. به معنای نقض قرارداد یا قانون است.

Formal/legal. Specifically refers to breaking agreements or laws.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000