convened

con·vened/kənˈviːnd/
con-togetherveneto come
verb (فعل)formalpast (گذشته): convenedpast participle (مفعولی): convened-ing (حال): convening3rd (سوم): convenes

فعل — تشکیل جلسه دادن

تشکیل جلسه دادنجمع شدن

گردهم آوردن یا جمع شدن افراد برای یک جلسه رسمی.

To come or bring people together for a formal meeting.

«کمیته دیروز تشکیل جلسه داد.»

The committee convened yesterday.

«آنها برای بحث درباره سیاست جدید جمع شدند.»

They convened to discuss the new policy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
assembleجمع شدن

رسمی/رایج. معنی مشابه جمع‌آوری افراد برای جلسه.

Formal/common. Similar meaning of gathering people for a meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000