cooping

coop·ing/ˈkuːpɪŋ/
coopenclose in a cage or small space-ingverbal noun or present participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): coopedpast participle (مفعولی): cooped-ing (حال): cooping3rd (سوم): coops

فعل — قفس کردن

قفس کردنمحبوس کردن

عمل محبوس کردن یا نگه داشتن چیزی یا کسی در فضای کوچک یا قفس.

The act of confining someone or something in a small space or cage.

«مرغان در یک محوطه کوچک قفس شده بودند.»

The chickens were cooping in a small pen.

«او کبوترها را برای مسابقه در قفس نگه داشته بود.»

He was cooping the pigeons for the race.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cagingقفس کردن

رایج. در موارد قرار دادن حیوانات یا افراد در قفس قابل تعویض است.

Common. Interchangeable in contexts involving placing animals or people in cages.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000