در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چوبی که به قطعات مشخص بریده و برای هیزم چیده شده است.
Wood cut into cords and stacked for firewood.
«ما یک توده هیزم برای زمستان خریدیم.»
“We bought a cordwood pile for winter.”
«چوب هیزمی آهسته میسوزد و گرمای خوبی دارد.»
“Cordwood burns slowly and provides good heat.”