corky

cork·y/ˈkɔːr.ki/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): corkiersuperlative (عالی): corkiest

صفت — شبیه چوب پنبه

شبیه چوب پنبهمتخلخل

دارای بافت یا ظاهر شبیه چوب پنبه؛ سبک و متخلخل.

Having a texture or appearance resembling cork; light and porous.

«خاک متخلخل و آسان برای حفر بود.»

The soil was corky and easy to dig.

«او بافت شبیه چوب پنبه ماده را مشاهده کرد.»

She noticed the corky texture of the material.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spongyمشبک

متداول. بافت مشابه، اغلب نرم و متخلخل.

Common. Similar texture, often soft and porous.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000